|
آســــمـــــان ابـری و دل غرق سکـــــــوت چه بگویم من از این ره به سکوت؟ می وزد سرد نسیمی بر این تن به خیال چه بگویم من از این ره به سکوت؟ خشكي سردي اين خاك به كجا ميبردم؟ چه بگویم من از این ره به سکوت؟ دل انـــــــــدر تــــــمناي وصــــــال كه بود ؟ چه بگویم من از این ره به سکوت؟ اميد صبــــح نيــــست در اين ره به خراب چه بگویم من از این ره به سکوت؟ هرچه گويم من از اين دل به سكوت چه بگویم من از این ره به ســکوت؟
می نویسم برای تو
می نویسم از غمی سرد که در نگاهم زبانه می کشد در آن لحظه که باید از دو چشم افسون بارت چشم بپوشم و در تنهایی های سرد و خصم آلوده ی این شب دهشتناک جانکاه غرق شوم و به امید روشنایی بخشیدن آن دو چشمه ی غم آلوده ی نور که سیرابی نخواهم داشت از آن این شب های تاریک و سرد را به جان خریده ام شاید... شاید انتطار بیهوده باشد برای گرمای دست هایت تا دست های یخ زده ام را به آرامشی بالاتر از مرگ برساند ولی ولی قلبم و تنها این دل نوید بخش آن صبح دل انگیز است ولی کاسه ی این صبر هر لحظه لبریز تر خواهد گشت واین چشم ها هر لحظه کم سوتر به این راه بی پایان و درد آلوده که تو از آن صبحدمی شاید خواهی رسید بیا بیا که تمام این لحظات لحظه لحظه ی زندگیم را به زوال کشانیده است ۲/۸/۸۸
در آن سوی روز های سرد و در این سوی یخ زدگی در پاییزی خصم آلوده در خزانی دل نشین وسرد در صبح دمی که خون از برق تشعشع خورشید بذر افشان بود و در هجدهمین روز از آخرین و سرد ترین ماه پاییز کودکی چشم به جهان گشود که از همان اوایل بر پیشانی اش مهر سکوت خورده بود و در همان اوایل طعم یخ رده ی درد را به جان خرید تا زندگی را اینگونه متفاوت تر از هر انسانی تجربه کرده باشد ؛ و اينك در بيست و سومين آغاز زندگيش ديگر غير از پاييز و سرما فصلي را نخواهد ديد و احساس نخواهد كرد هيچ رنگی را جز سیاهی و نخواهد زیست جز سکوت آری و حتما هر پاییزی را زمستانی خواهد بود زمستانی سرد و یخ زده و شاید شاید زمستان را بهاری باشد بهاری سبز و آزاد تا بشکند این مهر سکوت را تا بشکنم مهر سکوتم را تولدم مبارک
پوچ تر از سیاهی سیاه تر از هر پوچی زیباترینِ هم آغوشي را امشب به آغوش فرا خوانده ام و لذت پرواز از اين محبسِ سرد و تاريك بي تو بودن را به زيباترين شكل رقم خواهم زد تا بماند برايت يادگار تا بداني چه بوده ام چه شده ام به كجا رسيده ام بي تو بي تو بي تو بايد برم در بستر سرد گرماي آغوش مرگ فرا ميخواندم تا به آرامشي روشنايي بخش تر از نور و تاريك تر از نبودنت برساندم
و اینک باز هم در یکی از شب های تلخ و سرد بی تو بودن و در تنهایی تشنج بار ثانیه های سکوت تنها گرمای یاد تو گرم نگاه میدارد مرا تا از یخ زدگی تنهایی برهاندم ای سبزترین ای گرم ترین ای یارترین یا ر
آمدنت بازگشتی است از فراسوی زوال و فنا آری ، دیگر زندگی زجر نیست انتظاری است انتظاری برای دیدنت هر چند گذرا چشم را بهانه ای جز تصویر خیال انگیز بودنت نیست و گوش را جز نوای دلخوش صدایت نیست و دل را بهانه ی همیشه بودنت وفکر را .....! فقط تو تو تو همه ی لحظات تویی ای سرانجام و سر آغاز بودنم آری ! زندگی برای تو به خاطر تو ......
همیشه شب را ستوده ام همیشه شب را زندگی کرده ام همیشه شب را باور کرده ام همیشه شب را عبادت کرده ام !!! و روز را .... روز را فرار کرده ام و روز را تحریف کرده ام و روز را نقض کرده ام !!! و روشنایی را در شب ، و تاریکی را در روز ؛ نهان دیده ام آری ، شب میعادگاه روشنایی است......... ۱۱/۱۰/۸۷
ببار ، ببار اي باران ببار و بشوي از قلبم اين همه تنهايي و غربت را ببار اي تنها پاك كننده ي زمين ببار بر تنم ببار و بشوي بشوي تمام دلنگيهايم را تمام خستگي هايم را ببار كه تو تنها ميتواني پاك كني ، تمام رنجهايم را ببار ، ببار اي باران ببار ... !!!! ۱۲/۸/۸۷
ابرهای به هم پیوسته زوزه ی باد خشمگین صدای مرگ طبیعت صدای مرگ برگ های بی گناه صدای خشم آسمان گریه آسمان بر سر مردم گریه ی مرگ طبیعت مرگ احساس و عشق آری ، پاييز فصل هزار رنگ و نفرت بار . و من و پاييزي پايان ناپذير و خزاني ابدي در دل خزانم را پاياني نيست بهاري نيست... همواره پاييز و خزان............... ۵/۸/۸۷
باز هم صدای جیرجیرکها باز هم نوای خوش وگها ستاره ها باز به من نگاه میکنند و گویی ماه حرف تازه ای دارد .... جیرجیرک ها هم به خواب رفتند سمفونی قورباغه ها به پایان رسید ولی صدای رود به گوش میرسد .... ای ماه با من حرف بزن ای ستاره ها به حرف دلم گوش کنید ای شب هیچ گاه به سمت روز نرو دوستت دارم ای شب تو محرم راز منی اشکهایم در دل تو جاری است گویی ستارگان قطرات اشک من است ای شب تو همدم تنهایی منی تنها همدم............... آه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به یاد تو شبها آسمان را مینگرم
|
About
ساده است ستايش گلی چيدنش و از ياد بردن که گلدان را آب بايد داد، Archivesبهمن 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 Authorsس.سکوتسجاد Links
سايت دفتر آيت الله العظمي منتظري |